Wrath of the Horde

Wrath of the Horde 

Wrath of the Horde

خشم هورد

 

این یه آرچیو جیگول PVP هست که اکثر PVP بازا دوسش دارن و دنبال گرفتنش هستن، اما گرفتن اون به نسبت For the Horde (یا Alliance) آسون تره فقط یه کم قدرت بالا، مهارت و ابزار قوی برای گرفتن این آرچیو نیازه. و مهمتر از همه یک همراه که برای پیاده کردن نقشه موزماریتون لازمه!!

بهتره بگم نقشه موزماریم .....

کلا برای گرفتن این آرچیو باید در 4 کمپ اصلی آلیانس Stormwind، Ironforge، Darnassus و The Exodar 5 تا آلیانس رو بکشی، اما نه کشتن از نوع گروهی (مثل Honorable Kill) باید با دست خودتون 5 تا بکشید و این کارتو سخت و سخت تر می کنه مخصوصا اگه هیلر باشین.

حالا برای اینکه خاطره گرفتن این لقب رو براتون تعریف کنم در کنارش نقشه و آموزش راحت تر گرفتن اون رو هم توضیح می دم.

 

تو Stormwind چه خبره؟ For the Horde e؟

Stormwind 

 

من بعد از ترک سرور NE (Neverendless) اومدم سرور مولتن که مدتها قبل یه شمن به نام Behi ساخته و اون رو تا lvl 21 پیش برده بودم. وقتی تو مولتن بازی رو شروع کردم تازه فهمیدم که چقدر نوبم، کلی از خاصیتهای شمن رو اینجا یاد گرفتم و مهمتر از همه Multiplayer بازی کردنو اینجا احساس کردم و...

از همه اینا گذشته برسیم به اصل موضوع، بعد از اینکه تا حدود 4k GS ابزارم رو رسوندم یکی تو Orgrimmar داد و بی داد می کرد که داره For the Horde جمع می کنه، منم وارد raid شدم چیزی حدود 30 تا 40 نفر کامل بودیم، 3 مقصد اول 3 شهر خلوت بود و مقصد نهایی SW بود که بعد از کشتن boss و گرفتن آرچیو به میدون SW رفتیم که بکش بکش راه بندازیم، احتمالا اولین 5 کشته رو من اونجا داشته بودم. همون موقع هم که دوران نوبیتم بود یادمه گزینه Stormwind روشن شده بود و 3 شهر دیگه نه. حالا چجوری 5 نفرو من کشتم خدا می دونه اونم با ابزار نسبتا ضعیفی که داشتم :دی در هر صورت SW تو این آرچیو از گزینه های آسون حساب میشه چراکه آلیانسها با دیدن شما در شهر اصلیشون غیرتی میشن و سریع و بدون فکر PVP می کنن، پس کار سختی در اینجا ندارید سعی کنید تو dock، Park و پرتال مترو کمین کنید چون اونجاها تعداد آلیانس کمتری میان و معمولا ضعیف هم هستن!

 

همه خوش تیپا!!! اینجا Darnassus است، لطفا با کفش وارد نشوید!! ضمناً موبایل خود را خاموش کنید!! :o

Darnassus 

 

هیچوقت گرفتن 5 کشته در Darnassus یادم نمی ره. با نوید (Highpriestes) و مجید (Wariorwithin) در حال مذاکره برای انتخاب یه کار فان بودیم که همگی با تکمیل آرچیو و روشن کردن Darnassus موافق بودیم و راهی اونجا شدیم، ابزار 3 تاییمون نسبتا خوب بود و من پیشنهاد کردم به دم در بریم (جایی که آلیانسها بعد از زدن پرتال از دالاران به دارناسوس از اونجا وارد میشن). یه پالا رتری جولومون سبز شد!! بدون فکر PVP کرد، که فکر کنم کشتن اون به اسم من شد، بعد از زنده کردن خودش تازه فهمید که قبل از هر عمل احمقانه ای یه کم دور و برش رو باید چک کنه!!! دو تا از دوستاشو اورد که یکیشون Hunter اون یکی DPriest بود و بدی مسئله اینکه خیلی از ما قویتر بودن :( یه هانتر جیگول ضعیف معیف هم بود که زیر دست و پا میمُرد!! دست اول ما بد جور خوردیم حتی نتونستیم یه نفر رو هم بکشیم، بعد از زنده کردن برای اولین بار (چون هیلر رو دیگه شناسایی کرده بودیم) تونستیم خیلی راحت (البته به لطف starfall مجید) اونا رو بزنیم، این کشتن تکرار شد و گزینه Darnassus در عین ناباوری برای من روشن شد در حالی که من فکر می کردم اول برای مجید روشن بشه. [مفت خوری می کشتم دیگه :دی] خلاصه برای مجید هم ok شد و موند نوید بنده خدا که هیلر بود و کشتن برای اون به مراتب سخت تر بود :))

Darnassus رو خیلی راحت بدست اوردیم و اگه اشتباه نکنم بعدا برای نوید رو هم ok کردیم. در هر صورت این حرکت ما انگیزه ای شد تا جایگاه فان یا پاتوق PVP برای خودمون پیدا کنیم و از اونجایی که تو Darnassus از جای اسپریت Release می شدیم، تصمیم گرفتیم پاتوق رو به IF یا Ironforge تغییر بدیم.

 

پاتوقمون یعنی Ironforge!! چی می گن این دیوارفهای پشمالو؟

 Ironforge

 

اینم پاتوق ما، هر چند مجید خیلی کمتر آنلاین میشه و بیشتر فقط من و نوید اینجا می آیم، که گاهی اوقات هم مسافر سر راهی داریم که باهامون تو IF باشه :دی

روشن شدن IF بسیار بسیار راحت بود چراکه به دفعات ما (یعنی من و نوید) اونجا می رفتیم و اصلا من نفهمیدم کی اینو تکمیل کردم!! برای نوید هم من تا ته خون آلیانسه می بردم بعد نوید می زد که kill به اسم اون بشه که اونم توش مشکلی نداشت!! ولی تو IF وقتی میمیری از همونجا release میشی و این یه کم کار رو برامون راحت تر می کنه. عکسهایی از IF رفتمون دارم که زیرشون توضیح می دم که هر run ما چه ماجرایی داشت و چی بی چی شد که اینجوری شد!!!

 

1) این اولین حرکت ما به سمت IF بود، که نوید اوایل با پالادینش می اومد. قبل از اینکه وارد بانک بشیم رفتیم دم پرتال تا آلیانس بیاد بزنیم ولی متاسفانه چیزی گیرمون نیومد و اومدیم اینجا، و پاتوقمون شد بانک IF.

 

 

 

 

2) این یکی از پر ملات ترین حرکت ما بود که مسافر سر راهی که هیچی این سری مینی بوس کرایه کردیم تا این همه آدم رو بشه برد تا اونجا :دی. اگه عکس رو بزرگ کنید اسامی متشخص رو می بینید که به ترتیب معرفی می کنم: Scaryman (مسعود)، Wariorwithin (مجید)، Slliter (حسین)، Highpriestes (نوید)، Behi خودم و Shadowllike (مصطفی داداش مجید) هستن. اولش طبق نقشه پیش رفتیم و نوید نقش طعمه رو داشت، و خوبیش این بود که دم بانک شلوغ بود، به محض رفتن نوید به سمت آلیانس ها؛ اونا به همش حمله ور شدن و ما هم که دورتر بودیم ریختیم سرشون. دو سه دور زدیمشون تا اینکه یکیشون از گیلد PVP پوکمونز بود و یه مشت دونور عوضی رو جمع کرد و حسابی ما رو لوله پیچ کردن که عکسش رو هم می بینید!

 

 

 

 

3) اینم یکی از حرکت های سه نفری من و نوید و مجیده که متاسفانه فقط همین یه عکس رو داشتم.

 

 

 

 

4) اینجا هم یه حرکت دیگست که وسط راه تو SW یه DK رو دیدیم که سرگردون بود و با پیشنهاد ما برای IF موافق بود و بهمون ملحق شد. هیچوقت یادم نمی ره یه DK آلیانس دونور (بدون هیچ آیتم قوی و بدردبخوری) بود که هر دفعه شروع به PVP می کرد من می زدمش و هر دفعه که بهم می گفت تو خوش شانسی و تعداد نفراتتون باعث میشه من بمیرم و بهونه دیگش هم این بود که می گفت من در حال حاضر تلنت آنهولی ندارم و با تلنت PVE دارم باهات می جنگم و دست آخر گفت می رم کمپ تلنت عوض کنم برگردم، هیچ جا نرو که می خام باهات بجنگم :دی. دیگه رفت که رفت، خوب یادمه شب جمعه بود و تا حدود ساعتای 3 اینا تو IF بودیم و حسابی با آلیانسها بازی بازی می کردیم.

 

 

 

 

5) این آخرین حرکت من نوید به سمت IF بود که در ابتدا بعد از گرد و خاکی که بپا کردیم، آلیانس ها تعدادشون رو زیاد کردن و ما هم تصمیم گرفتیم تعدادمون رو بیشتر کنیم که دوست خارجیمون Dokkalfar (اهل دیار اندونزی) به ما ملحق شد و با اون خیلی خیلی قویتر شدیم و دوباره تعداد آلیانس افزایش پیدا کرد و ما رو تونستن خاک کنن!! تا اینکه یه دوست دیگه به نام Vorgast هم به ما پیوست. دیگه از اون به بعد تو IF آقایی می کردیم که تعدادی از عکسها رو گلچین کردم و می تونید در سایز بزرگتر هم ببیندشون.

قسمت جالبش اینجا بود که آخر کاری که دیگه آلیانس ها امیدی برای مقابله با ما نداشتن، تصمیم به پذیرایی از ما کردن که تو عکسها می بینید. خلاصه بعد از صرف ماهی Dokka پیشنهاد داد بریم boss رو بزنیم، (منم تو رو دروایستی گیر کردم) گفتم بریم بزنیم دیگه!!! خلاصه از بیکاری رفتیم boss رو زدیم که هیچ فایده ای هم نداشت! بابا Dokka جان Killing guard gives no honor، به جان خودم!!!

 

 

 

 

وای از این Exodar! این از اون جاهاس که می گن پرنده هم پر نمی زنه!!

The Exodar 

 

خب من سه تا روشن داشتم و فقط مونده بود این یکی که می دونستم خیلی سخت بتونم بدست بیارمش. دیگه برای این یکی کامل فول شده بودم، یعنی 6125GS، دیگه به قول معروف سینمو سپر می کردم می رفتم جلو :دی انگیزه رفتن به Exodar از اونجا در من خروشیده شد که تو Org بودم که یه پالادین هیومن گوزو دم در سمت غربی Org تک وایساده بود که همین آرچیوشو کامل کنه، بدتر اینکه هیلر بود و تو گیلد پوکمونز هم عضو بود و معلوم بود که بازی مازی سرش میشه. خلاصه چند نفری با بدبختی اینو کشتیم!! این گوزو رو که دیدم گفتم چرا من که فقط Exodar مونده نمی رم آرچیو رو بگیرم!! خلاصه راهی اونجا شدم و جالب اینکه از کشتی که پیاده شدم دیدم یه گله هورد می خان سوار کشتی شن که برگردن!!! اتفاقا یکی ایرانی بود و بهم پیشنهاد که باهاشون For the Horde بیام :) خلاصه از یه طرف حال کردم این جماعت هورد رو دیدم و از طرف دیگه پیش خودم گفتم دیگه اینا رفتن تو کمپ همه رو ترسوندن حالا از کجا آلیانس گیر بیارم!! و همین هم شد رفتم تو و پرنده هم پر نمی زد. اون روز رو بیخیال شدم و کار رو گذاشتم برای یه روز دیگه. خلاصه رفتم جای پرتال که آلیانس بیاد و روم دمیج بزنه که منم بزنمش (جداً نقشه احمقانه ای). مسلم بود که آلیانس با فهمیدن اینکه ضعیف تره و نمی تونه منو بزنه کاری به کارم نداره و بیخیال PVP میشه!! از شانس GS بالا که نیومد Exodar هیچ، هر کی هم اومد Low بود و همون هم شد که هیچکدوم PVP نکردن :( این روز هم چیزی گیرم نیومد.

بالاخره تو اتاق فکر، یه نقشه به ذهنم اومد فکر می کردم که این تنها راه گول زدن آلیانسها باشه، که بعد از اولین آنلاین شدنم رفتم که نقشه رو عملی کنم. اول کار دنبال AH تو Exodar گشتم، پیداش کردم و واردش شدم، سه نفر Auctioner داره که با یه chain مشتی سه تاشونو کشتم که این کشتن بی دلیل نبود چرا که یه lock با 18k HP داشت خرید مریدشو می کرد. اونم بدون فکر روم دمیج زد و برای منم کشتن اون کار سختی نبود که اولین kill رو اینجا گرفتم اونم خیلی بی رحمانه :دی. رفتم بیرون اتاق و یه گشتی زدم همون lock خودشو زنده کرد ولی ایندفه دیگه کاری به کارم نداشت و حتی تلاش برای بیرون کردن من هم نکرد و متاسفانه رفت. من مونده بودم و یه مشت گارد بی مصرف و وندورهای Exodar، گفتم خب حالا که کسی نیست باید نقشمو عملی کنم.

تقریبا جلوی در AH یه وندور lvl 30 هست که پیش خودم گفتم این گزینه خوبیه، اولین کاری که کردم لایتینگ شیلد رو از رو خودم برداشتم، بعد خودمو چسبوندم به وندور اونم همینجوری مشغول زدن من بود. بعد از اون /afk زدم، و مثل یه حیوون وحشی که در انتظار شکار کمین می کنه منم در انتظار یه آلیانس بیچاره موندم. یه وریور اومد بره AH همچی که منو دید برق از سه فازش پرید!!! شاید پیش خودش گفته این کیه دیگه تو کمپ آلیانسها afk کرده!! واقعا هم غیر طبیعیه، دو دل بود بزنه یا نزنه، در همین حین یه شمن هم اومد که اونم ضعیف به نظر می اومد، شمن مثل اینکه عجله داشت و توجهی به من نکرد و رد شد اما وریور هنوز داشت فکر می کرد چیکار کنه، تا اینکه عقبکی رفت و روم شارژ زد منم که نشانگر موس رو روش نگه داشته بودم که به محض PVP روش کلیک کنم، خیلی ضعیف بود و با یهthunder، flame و یه lava مرد :دی حالا این وسط وندور رو هم زدم کشتم!! فکر می کنم تو همون روز بود که نوید هم با پالادین (هیلر) اومد Exodar که یه DK فول خفن رو 2 تایی زدیم و تعداد کشته های من به 3 نفر رسید. باز ادامه کار رو گذاشتم برای یه روز دیگه. دفعه بعد که رفتم خیلی به نسبت قبل Exodar شلوغ شده بود و اینبار با کشتن یه شمن معمولی که بدون هیچ دردسری خودش دمیج داد، تعداد کشته ها رو به 4 رسوندم :) و این شمن هم گذاشت رفت پی کارش و باز من با این گارد ماردا تنها موندم!!! شنگول و منگول داشتم تو شهر می چرخیدم و دنبال یه آلیانس بودم تا اینکه تصمیم گرفتم برم جای پرتال که همونجا یه lvl 12 رو دیدم که رو من کلیک کرد و یهو دیدم یه تیر بهم زد (هانتر بود) منم از خدا خواسته با بی رحمی تمام زدمش :دی و در اون لحظه آرچیو رو گرفتم. حالا این همه زور بزن lvl 80 بکش آخرش یه lvl 12 میاد اینجوری غیرتی و با قدرت می جنگه، جدا که این آخر سری آرچیو بهم نچسبید و از خودم شرمنده شدم که رفتم تو شهر Exodar که یه lvl 12 غیرتی بیاد سراغم :(

خلاصه من که اینجوری آرچیو رو گرفتم و این وسط مسطا نوید هم گیر داده بود که آرچیو رو می خاد، اونم گزینه Exodar براش مونده بود، حالا خر بیار باقالی بار کن!! برنامه داشتیم با این نوید جیگول :)

 

 

 

به اتفاق با هم رفتیم Exodar، نقشه همون نقشه قبلی بود با این تفاوت که این دفه 2 تا بودیم و کار سخت تر میشد. تعجب اینجاست که نوید خیلی راحت تر ارچیو نسیبش شد، چراکه Exodar شلوغ بود. من به نوید گفتم ما 2 تا رو با هم ببینن عمرا PVP نکنن، پس بیا طبق نقشه قبلی من پیش بریم با این تفاوت که من نقش طعمه رو داشتم و پیش همون وندور قبلی کتک می خوردم و نوید تو فاصله ای خیلی دورتر بود و به محض PVP کردن یه آلیانس با علامت من (می گفتم B) نوید می اومد و طرف رو می کشت. کار موزیانه ایه می دونم ولی چاره ای نبود، شانس نوید دو سه نفر اومدن سراغمون حتی 1 بار نزدیک بود من بمیرم که نوید به دادم رسید، خلاصه با نقشه موزیانه نوید هم آرچیو رو گرفت و به قول خودش س..ک.،.س...ی شد.

 

در کل گرفتن این آرچیو ابزار قوی می خاد و یه نقشه درست حسابی که راحت تر بشه دشمن رو گول زد تا با ضعیف ترین ابزارهاش به شما حمله ور شه، این حرکت رو میشه تو کمپ Darnassus هم اجرا کرد چون اونجا هم تقریبا خلوته.

ولی هر آرچیوی آرچیو خاص حساب نمیشه، اینم به نظر من یه آرچیو معمولیه، ولی امیدوارم از مطلبم خوشتون اومده باشه. اگه دوستان مایل باشن می تونم راجع به لقب Chef توضیح بدم، فقط به مقداری زیاد انرژی مثبت شما لازمه که می تونید تو نظرات بهم بگین.

فعلا.....

Noob Jumper

Killing guards gives no honor!!!

کشتن نگهبانان برای شما افتخاری نداره

اما...

وقتی با یک نفر 2 تا احمق رو می کشی چی؟؟!!

 

خیلی وقته تو بخش خاطرات تنبل شدم، خیلی هم اتفاقات باحال افتاده اما کو حال و حوصله!! حتی بیننده هم کم شده، که دیگه بدتر :(

توی Westfall در پِی Archiv و از این چرت و پرتا بودم (از اون آرچیو نوبیا) که بعد از دریافت آرچیو تصمیم گرفتم بیام کمپ Grom’gol که از اونجا پرواز کنم سمت Badland، خلاصه داشتم می اومدم پایین که یه پالا همچی سه سوته منو زد، البته من با ابزار pve بودم و کلا بی دفاع بودم چون Talent هم رو pve بود!! پالا که بعد زدنم گذاشت رفت، انگار که زدن یه شمن با ابزار pve جزئی از کار روزمره اون بوده!! از Ankh استفاده کردم و به راهم ادامه دادم!! عجیب حالم از پالا گرفته بود که هر چی آلیانس لول پایین می دیدم می زدم :دی

کم کم به کمپ نزدیک شدم گفتم خب می رم کمپ یه کم afk میشم که برم دست به آب :دی مگه این آلیانسهای نوب می ذارن!!! تا رفتم تو 1 پالا با 27000 (حدودا) hp و یه DK هم با 27000 hp بکش بکش راه انداخته بودن، از Trainerها بگیر تا گارد و همه چیو کشته بودن، من که وارد شدم متوجه ورود من نشدن 1 flame و پشت بند اون 1 lava رو پالا زدن که رو هم 13k خون پالا رو کم کرد و بعد اون یه lightning bolt زدم که پالا فقط 4k خونش مونده بود که شیلد زد، DK تازه فهمید که ای دل غافل یکی دوستمو زده یه کم دور بود از من قبل از اینکه بهم نزدیک شه تاتم ها رو کاشتم، 1 flame و 1 lavd هم نثار ایشون کردم که اونم 13k از خونش رفت، همچنین 1 lightning bolt هم تونستم بزنم!!

DK 6000 تا خونش مونده بود و پالا نوب هم که heal نداده بود به خودش رو همون 4k بود. جالب بود رو شیلد بودو داشت منو می زد، انقدر در پیت که انگار مگس داره ویز ویز می کنه!!!

دیگه دو تاشون فهمیدن که چی به چیه!! ریختن سرم :( 2 تا MDPS عوضی که می تونن خیلی شمن رو اذیت کنن!! اما تنها با 3 حرکت 2 تاشونو خاک کردم :)

1- Magma totem

2- Fire nova (وقتی یکی از تاتم های ردیف Fire رو می کاری این اسپل کار می کنه و یه چیزی تو مایه های Thunderstorm با این تفاوت که طرف شوت نمیشه و فقط یه aoe هست)

3- Thunderstorm که قبل زدن از این پالا مُرده بود!! DK هم فقط 1k خونش مونده بود که اونم مرد.

این کشتار 1 به 2 یه کم شانسی هم بود، چرا که اولا 2 تا نوب بودن، دوما پالا نصف بیشتر خونشو زمانی از دست داد که حواسش به من نبود و سوما اونا تجربه pvp خیلی پایینی داشتن که تو این شبیخون نتونستن اونطور که باید و شاید عمل کنن!!

حالا ادامه این داستان جالبه، بعد از کشتن اونا و مطمئن شدنم از اینکه release کردن رفتم بالای برج که اونا راحت خودشونو زنده کنن، فکر کرده بودن که من از کمپ رفتم! منم که از این موقعیت شنگول بودم راه به راه /rasp، /lol و /rofl رو دو تاشون می زدم، اونا هم تو کف بودن من کجام!! آخر سر DK منو یافت که تو عکس پایین می بینید.

 

Shaman VS 2 noob 

 

دو تایی سوار مانت بودن و روی من کلیک کرده بودن، منم آماده به جنگ بالای برج بودم. اما فاصله خیلی زیاد بود و حتی flame هم بُردش به هیچکدوم نمی رسید، اونا هم می ترسیدن نزدیک شن!! دیدم سمت راست یه خونه جیگولی ارک هست، پیش خودم گفتم بپرم رو سقفش و دوباره یه حالی به دوتاشون بدم :دی (روی یکی از تصاویر Shift + Left click کنید و بعد ادامه رو بخونید)

 

1

Jump

Jump

 

2

 ing hole%$!@

 

همونطور که در عکس 1 می بینید، رفتم روی لبه برج، اگه مانت سوار می شدم پرشم خیلی جلوتر می افتاد و ممکن بود رو زمین فرود بیام بنابراین پیاده پریدم و...

روی سقف فرود اومدنم به کنار دست رو W گذاشتم و بی حسابی راجع به Death Grip دی کی هم به کنار!!! همین که رو سقف فرود اومدم دستم رو W بود که از اون حفره عتیقه (تصویر 2) افتادم توی خونه (که بیشتر شبیه آلاچیق هست) همچی که افتادم زمین دیگه خودمو برای release کردن آماده کرده بودم که اون 2 تا حسابی عقده ای شده بودن که منو بزننو کلی lol نثارم بکنن. دیگه چاره ای نبود رو زمین بودم و بی دفاع!! قدرتمندانه رفتم جلوشون (متاسفانه از این صحنه عکس نگرفتم ولی مکانی که تاتم ها هستن مکان دقیق اون دو نفر هست در عکس 3) در عین ناباوری و تعجب بسیار دو تاشون سر خرو کج کردم و دو تا پا داشتن دو تا دیگه قرض کردن و دِ بِ فرارررر!!! دیدم دارن در می رن!! من حتی جرات نکردم Flame بزنم، من از یه طرف ترسیده بودم که یه سوتی بزرگ سر پرش از برج داشتم و اونا هم طرفی فکر کردن من پریدم زمین که بازم بزنمشون =)) lol بازاری بود که من پشت PC داشتم و نکته جالب اینکه دست به آبم هم پرید!!! کلا یادم رفت می خواستم برم دست به آب :دی

3

 chance

 

اینجا بود که پیش خودم گفتم عجب شانسی اوردم!!

اتفاق PVP جالبی بود که برام افتاد... و درسی که از این اتفاق گرفتم این بود که هیچوقت نباید کسی رو noob فرض کنم چرا که هنوز پریدن از برج رو بلد نیستم و یه Noob Jumper بزرگم :دی

کریسمس مبارک

Merry Christmas

Christmas

Christmas
برای مشاهده تصاویر در سایز بزرگتر اینجا کلیک کنید

بازم زمستون رسید و ماه زیبای دی و برف و تولد من و .... اوه اصل کاری یادم رفت! کریسمس بر همه جیگرا مبارک باشه.

شخصیت هایی که در بالا مشاهده می کنید کمپلت یه سری جیگر هستند که با هم در WoW آشنا شدیم و در اینجا گرد هم آمدیم تا کریسمس رو با هم جشن بگیریم مدل جشن گرفتن ما هم که در تصویر بالا می بینید!

در تصویر بالا فرد پرنده (Parsipriest) کسی نیست جز مصطفی! ایشون همیشه می پرن اون جیگولویی هم که کَفِش بریده از پرش مصطفی (Overdeath) فرهاده. دخترکی که در اونجا دیده میشه (Gallentman) کسی نیست جز مجتبی که نمی دونیم در آرزوی آیتم دونور ه یا از جشن خوشحاله! فردی هم که رو خودش برف ریخته مثلا شبیه آدم برفی شه (Killergames) مسعود ه که فقط نظارت می کنه ببینه کی چیکار می کنه! در این سمت ناصر (Khorzokhan) رو می بینیم که با حرکتی برره ای جیگر ما رو مورد هدف قرار داده یعنی (Navidjustice) و نوید هم خوشحاله از جشن و خبر نداره قراره چه اتفاقی براش بیفته! اونطرف هم از اونجایی که تمام اعضا برای امیرعلی (Swain) اس ام اس می فرستن بجز ناصر (شاید) امیرعلی هم داره به سمتش توپی شبیه برف پرتاب می کنه خدا می دونه چی جای برف داره پرت می کنه!!!

و تصویر دوم  از راست به چپ اولین جیگر (Warwithin) مجید جون خودمونه جیگر ما خیلی خوشحال از جشن و داره می گه فقط ترول فقط ترول ریس ریس فقط ترول هی هی! در آرزوی ۱ وین در دوئل هم هستن ایشون D:  تاورن گنده بک هم (Golpesar) امین جیگره که فکر کنم با این لباسا هنوز در lvl ۷۷ هست! البته الان پیشرفت کرده بابا ۸۰ شده! همیشه هم D: هستن ایشون! اوه رسیدیم به جیگر جیگر جیگمل خودمون (Dunjenman) شایان گل گلابه کسی که من با اون به طور اتفاقی و عجیب غریب آشنا شدیم حالا اگه گفتید با این چهره شیطونی به خودش گرفته در حال فکر کردن به چیه؟؟ خانم محترمی که روی پای بنده نشستن دیانا خانم (Diana) هستن که لطف کردن با این لبای زیباشون روی پای من نشستن اصلا هم فکر نمی کنن که اخه جیگر یه آرایشی چیزی!!! (Behi) هم من هستم با این ریخت و قیافه عجیب که از من کلا بعیده!! هه هه

دنیای وارکرفت World of Warcraft (خاطرات)3

و اما هیروی شمن! Behnamp (Jish سابق lol)

 

Behnamp 

تمامی آیتمهایی که مشاهده می کنید Donor بوده بجز (Head, Shoulder)! لطفاً در مورد چگونگی خرید این آیتمها سوال نپرسید!!! :D

 

بعضی اوقات که من زمان بیکاری داشتم، یعنی همون اوقات فراغت؛ جای اینکه با هیروی DK بازی کنم و وقتمو صرف اون کنم با هیروی جدیدم یعنی Behnamp بازی می کردم. البته اسمی که اول برای اون انتخاب کرده بودم Jish بود و قصد فول کردن این هیرو رو نداشتم. شمن جذابیتهایی داره که شاید بعد از گرفتن تاتم ها اینها رو بفهمیم. حدود درجه 40 بودم که تاتم های اضافه شمن رو گرفتم (Stoneskin، Searing و Healing Steam) دیگه از این به بعد ارتقا درجه به مراتب برام راحت تر شد. من با این هیرو و اسم مسخرش فقط با ایرانیها می چتیدم و بعضا با شوخیهایی که اونا با اسم من می کردن با هم آشنا می شدیم! خب تو این سرور از این مدل اسما زیاده و بیشتر افراد برای اولین بار با طرف شوخی می کنن. حالا جالب اینجاست که من با این هیرو در درجه 36 وارد گیلد No meRcy (یکی از گیلدهای شاخ هورد) شدم. البته این گیلد اون موقع شاخ بود، الآن یه کم ضعیف شده! کلا خیلی شانس اورده بودم که یکی از رنک بالاهای گیلد منو دعوت کرد، چون این گیلد فقط با افراد فعال و فول شده یا رو به پیشرفت سر کار داشت. خب منم نامردی نکردم و خیلی خوب این هیرو رو ارتقا دادم. من کماکان هیرو اصلیم Behi بود و با هیرو شمن به قول معروف عشقی بازی می کردم تا اینکه من در درجه 70 دیدم که نه بابا شمن خیلی شاخه!! اتک هایی که شمن می زنه واقعا قدرت بالایی داره و همچنین قابلیت Heal اون شما رو برای ارتقا درجه دچار مشکل نمی کنه. از این رو منم 2 روزه این هیرو رو به درجه 80 رسوندم و علاقه­ام نسبت بهش بیشتر و بیشتر می شد. تقریبا آخرای اسفند ماه بود که به درجه 80 رسیده بودم. عیدم که دیگه وقت آزاد فراوون بود. بعد از 80 شدن Raidهای مختلف رو ذارت و ذورت می رفتم که آیتم گیرم بیاد! اما از اونجا که گیلد مستر No meRcy خیلی آدم جدی و خشنی بود 1 بار به من تذکر داد که یا از raid ووآ در بیام؛ یا گیلد رو ترک کنم. خلاصه من مونده بودم که چرا؟؟؟ آخه چه ضرری داره واسه تو مرتیکه!!؟؟ من که گیلد رو ترک نکردم خود نامردش منو کیک (kick) کرد! خلاصه بی گیلد شدیم، بعد از این گیلد رفتم تو گیلد Hardcore چون هیروی DK تو این گیلد بود. مدت زیادی نبود که تو این گیلد بودم تا اینکه با شخصیت برجسته ای چون Alikonkord آشنا شدم. به به....

علی تو گیلدی به اسم Wrath of Persian عضو بود و این اولین گیلد ایرانی بود که من واردش شدم. جالب بود همه فارسی صحبت می کردن و خیلی با هم راحت بودیم. من بیشتر با علی صحبت می کردم و یه جورایی با هم دیگه مچ شده بودیم. ولی در کل زیاد از این گیلد خوشم نمیومد چون گیلد مستر بینهایت مغرور بود!! سمت گیلد مستر همینه دیگه جنبشو نداشته باشی بعضی از اعضا شاکی میشن! من تو یه raid ناکس (Naxx) بودم که یه نفرو دیدم (اسمش یادم نیست) که عضو گیلدی به نام Persian Immortal بود. گیلد بعدی من این بود. گیلد مستر یک Rogue به نام (Khoff) بود. این یکی خیلی باحال بود و با بچه های گیلد مهربون، و خودش رو برتر و بزرگتر نمی دونست. خب مدت زیادی تو این گیلد بودم تا اینکه Khoff برای مدتی نمی تونست بازی کنه و سمت گیلد مستر رو به یکی از دوستای نامردش داد. این دوست نامرد خیلی عالی و با روشی خاص همه اعضاء رو کیک کرد مخصوصا خود Khoff رو! این جور کارا از ایرانی جماعت بعید نیست. دیگه خسته شده بودم از رفتن به این گیلد و اون گیلد! 1 بار هم یه گیلد مستر Serb بهم گیر داد که برم تو گیلدش! (BG star) رفتم تو، گـ... گیجه گرفتم!! همه صربستانی حرف می زدن؛ البته شاید هم صرب نبودن! خلاصه من از حرفاشون هیچی نمی فهمیدم. سریع گیلد رو ترک کردم! بعد از اون تو Dalaran بودم که یکی به اسم Maximiliamus منو عضو گیلدش کرد. منتهی از اونجایی که یوزرهای متشخص، مودب، پروفشنال، با مرام! و ارزنده ای در اینجا بودن من فقط 20 دقیقه در این گیلد عضویت داشتم. دیگه دل رو زدم به دریا! خودم یک گیلد ساختم، به نام Tik Tak....

 

WoW 

 

علت انتخاب این اسم ارزش وقت در بازیه، شما در جنگهای 1 به 1 فقط باید قدر وقت رو بدونید که بتونید حریفو شکست بدید. ثانیه هاست که در بازی ارزش داره، الکی نگفتن «وقت طلاست».

بعد از تشکیل این گیلد من تبلیغی برای جذب Member نکردم بچه های ایرانی وارد گیلد می شدن و روز به روز بیشتر می شدیم.

 

WoW 

 

خلاصه.....

برسیم به اینکه چطور شد اسمم عوض شد!!! خدا پدر مادر بهمن رو بیامرزه! بهم گفت که اسمت خیلی ضایعس، می تونی از سایت یه آیتم بگیری که باهاش بتونی اسمتو عوض کنی. من سر از پا نمیشناختم! گفتم دمش گرم 3 سوت رفتم این کارو کردم. حالا گیر کرده بودم تو اینکه چه اسمی بزنم! زدم Behnam نشد (یه DK به اسم بهنام هست) چند تا گزینه دیگه خواستم بزنم که از نظر خودم جالب نبودن. رسیدم به همون نام Behnamp، همینو زدم و بعد از اون ما داستانها داشتیم!!!! Wis بود که پشت سر هم برای من می اومد. از جمله (u?) حتی داداش خودم منو از 2vs2 کیک کرده بود!!! فکر کرد این غریبس!! خلاصه دردسر داشتیم. تا اینکه تصمیم گرفتم Guild Massage رو به این قضیه اختصاص بدم. بعد از تغییر نام دیگه شمن شد هیروی اول و برتر من و یه جورایی هیروی DK رو من با نامردی تمام کنار گذاشتم! از اون به بعد من با این هیرو راحت تر بودم چون اسم بهتری داشت و مثل قبلی ضایع نبود. نوع صحبت کردن دیگران هم با من عوض شده بود و این منو برای بازی کردن با این هیرو راحت تر می کرد.

 

WoW

 

 WoW

 

ولی متاسفانه با این هیرو خاطره خاص و باحالی ندارم فقط آشنایی با یه بچه خارجی باحال در کلاس هانتر که همیشه به من میگه Ben و بدست آوردن دوباره Proto-Drank ، بازم شانسی... (یه اتفاق جالب دیگه برام افتاد و اون هم دیدن 2 تا Tauren یکی Warrior و دیگری Druid بودن که در Crossroad در تلاش برای lvl up بودن و این منو یاد اوایل بازی کردنم انداخت... خاطراتی که ای کاش وجود نداشت، هیچوقت)

اما مهمتر از همه آشنایی با تعدادی گل گلابه که الآن در گیلد هستن و هر وقت همگی آنلاین باشیم می گیم و می خندیم و خلاصه یه جمع دوستانه و باحال داریم!

جیگرتونو.... فعلا...

دنیای وارکرفت World of Warcraft (خاطرات)2

هیروهای خودم...

من فقط 3 تا هیرو دارم. همش 3 تا: 1- Behnamthrall 2- Behi 3- Behnamp. خاطرات Behnamthrall رو که گفتم. بریم سراغ Behi و اینکه بازی کردن با DK در اوایل چقدر جالبه.

 

Behi

برای سومین بار می گم که رول بک سرور حسابی ما رو پشیمون کرد و من تصمیم به بازی با یک هیروی جدید کردم. اول کار نام اون هیرو رو Behnamp گذاشتم، ولی بعدش بهتر دونستم که نامش رو تغییر بدم، پیش خودم گفتم شاید Behi بزنم کسی به این اسم تو بازی نباشه. Behnamp رو پاک کردم و Behi رو ساختم. DK در نسخه جدید در واقع ارتش آرتاس محسوب میشه و ابتدا شما از سفینه آرتاس شروع به بازی می کنید. شما در دنیایی کوچیک هستید و نمی تونید دیگر مناطق رو ببینید و همچنین در سفینه ای بالای منطقه Western Plaguelands هستید. در ابتدای کار شما با آرتاس صحبت می کنید و همینجور آرتاس به شما ماموریتهای مختلف میده و در کنارش شمشیر، Mount و زره های مختلف هم به عنوان جایزه به شما می ده. شما دو راه برای اینکه وارد دنیای واقعی بشید دارید: راه اول اینه که ماموریتها رو انجام بدید، تا آرتاس مجوز ورود شما رو صادر کنه که بعد از وارد شدن شما باید با پادشاه اصلی دستتون (Horde یا Alliance) صحبت کنید تا تکلیفتون روشن بشه. راه دوم مزخرفه، چرا چون شما اصلا جذابیت DK رو درک نمی کنید، این راه از طریق سایت سرور هست و شما با Teleport کردن خودتون به کمپ دلخواه می تونید از دنیای DK خارج بشید.

حالا از همه این چیزا بگذریم. در آخر کار و اتمام تمام ماموریتها DK، که با درجه 55 شروع به کار می کنه در انتها به درجه 65 یا 66 می رسه. من وارد دنیای واقعی شدم و بالاخره از این یکنواختی دنیای DK خارج شدم. اول کار جالب بود وارد Orgrimmar شده بودم و هیچیک از فروشنده های داخل کمپ برای من فعال نبودن. فقط 1 ماموریت داشتم و اونم رسوندن نامه ای از طرف آرتاس به Thrall بود. بعد از صحبت با ترال دیگه اهالی هورد با من به درجه Friend راضی شدن! دیگه از اون به بعد شروع کردم به ماموریت رفتن و ارتقاع درجه.

جالبترین خاطره من با Behi پیدا کردن Mount پروتو درنک بود. یادمه درجه 77 بودم. دنبال جای یک ماموریت در Storm Peak بودم که به یه غار در جنوب غرب این منطقه رفتم. قبل از ورود به غار یه اژدهای گنده بک Elite بود که همچی که دیدمش، گرخیدم. از گوشه کوه یه جوری خودمو به غار رسوندم که بهم حمله نکنه، خلاصه رفتم تو غار همه Mobها رو هم کشتم و هیچکدومش هم ماموریت من نبودن. موقع برگشت بازهم اون اژدهای عتیقه اونجا بود، گفتم چه کنم چه نکنم، 10 20 30 40 کردم در اومد که اینو بکشم بهتره!! منم شروع کردم به زدنش، نامرد چه Attackهایی می زد. ولی DK یه چیز خوبی که داره اینه که می تونه یک Heal درجا به خودش بده و من به زور و ضرب اونو کشتم. حالا حدس بزنید چی نصیبم شد؟؟ یک Neck، یک کیسه (که داخلش 600 طلا و چند آیتم Material بود) و یک Mount 280% پروتو درانک. حالا جالب قضیه این بود که من بعد از گرفتن این اژدها توانایی پریدن در مناطق Northrend و پریدن با Mount 280% رو هنوز نداشتم. از خورزو خان پول قرض کردم و این تواناییها رو گرفتم. بعد از سوار شدن روی این اژها غیر از متعجب شدن خودم و خورزو کل اون یوزرهایی که در Dalaran و نزدیک من بودم حیرت زده شدن. خیلی جالب بود. کاش بودید و می دیدید که چقدر پاچه خواری می کردن که من بهشون بگم این Mount رو از کجا پیدا کردم. فکرشو بکنید حتی یک یوزری که تمام آیتماش Donor بود از من تمنا می کرد که بهش بگم. منم دیگه قاطی کرده بودم که به کی جواب بدم. اون یوزر Donor به من 10k (10.000) طلا داد تا من جا رو بهش نشون بدم. خلاصه.....

ما به این یوزر مکان رو نشون دادیم و دیگه این جا هم یه جورایی تبدیل به میدان جنگ شد. الآن اگه شما وارد این مکان بشید می بینید که یوزرهای زیادی اونا الافن که این Mount رو بدست بیارن. بعضی موقع ها اونجا تبدیل به میدان جنگ میشه و هورد و آلیانس برای بدست آوردن اون با هم می جنگن. خلاصه منم حسابی پز این اژدها رو می دم دیگه!! ولی اون 10.000 تا بیشتر بهم حال داد.

 

Proto Drank 

تصویری از اژدهای بنده!! + مکان استقرار

 

خب من بعد از اینکه به درجه 80 رسیدم تلاش می کردم که آیتمهای بهتری بگیرم و قویتر بشم. یه کم پولدار شده بودم و کفش خوبی نداشتم. توی فروشگاه یه نفر یه کفش خوب برای فروش گذاشته بود. فکر کنم قیمتش 8000 تا بود. خریدمش و سریع به سمت Mailbox رفتم تا پام کنم. چشتون روز بد نبینه. فکر کنید با چکمه باغبونی به مدرسه می رید یا به دانشگاه و یا محل کار!! من دیگه روم نمیشد خودمو به دوستام نشون بدم!! خیلی کفشه ضایع بود. حیف 8000 تایی که دادم. دیگه چاره ای نداشتم. بچه ها بالاخره منو دیدن. یه مدت شده بودم سوژه اونا!! اسمم جای Behi شده بود کارگر افغانی!!! با اون چکمه زاقارت!!

 

 Feet

این عکسشه

 

مدت زیادی با DK بازی کردم و در کنارش یک هیروی جدید ساختم به نام Jish! یک اسم مسخره که تصمیم داشتم اسم بدتری هم انتخاب کنم؛ اما نکردم. هیروی جدید من شامن و در نژاد Troll هست. کلا تصمیم نداشتم که با این هیرو به صورت جدی و حرفه ای ادامه بدم. یه موقعهایی که بچه ها نبودن می رفتم و این رو lvl up می کردم. و در کنارش با وجود این اسم مسخره با خیلیا شوخی می کردیم و بیشتر این هیرو برای من یه دلقک بود تا یک هیروی واقعی. اگه بخام راجع به زندگینامه Jish واستون بنویسم این پستم خیلی طولانی میشه، خاطرات این هیرو رو می ذارم برای پست بعدی.

 

راستی، جدیدا برو بچ کم لطف شدن و نظر نمی دن. نمی گم نظر بدید؛ اگه دوست دارید نظر بذارید!  

فعلا.....

دنیای وارکرفت World of Warcraft (خاطرات)

عجب دنیاییه....

واقعا این دنیای وارکرفت عجب دنیاییه! یک دنیای بزرگ که شما با انتخاب یک هیرو در یک مکان متولد میشید و این نقطه شروع شماست؛ و سعی بر این دارید که روز به روز هیروی خودتون رو پرورش بدید و قویترش کنید. بعد از اینکه هیروی شما قوی بشه و قدی برای خودش در میون هیروهای دیگه علم کنه، اون موقست که شما به هیروی خودتون علاقه مند میشید. دوست ندارید کسی بهش چپ نگاه کنه، هر کاری براش می کنید که بهتر و بهتر بشه....

من در ابتدای کار با یک هیروی دروید بازی رو شروع کردم و این هیرو رو (Behnamthrall) به درجه 80 هم رسوندم ولی با اینکه الآن این هیرو رو گذاشتم کنار اما بهترین خاطره رو باهاش دارم اونم آشنایی با هیرویی به نام Khorzokhan هست.

خورزوخان (Khorzokhan)

بهترین خاطره رو آشنایی با خورزوخان می دونم، یه روز خیلی اتفاقی جای درجه یکی ها بودم و خورزوخان که درجه 8 بود رو دیدم از اسمش فهمیدم ایرانیه و باهاش آشنا شدم. از اونجایی که خودم Gold کم داشتم ولی بهش 10 تا دادم که زودتر و بهتر ارتقاع درجه بده. من تا درجه 30 با خورزو همراه بودم و خورزو که تازه وارد به این بازی بود و هیچی از بازی نمی دونست رو راهنمایی می کردم در مناطق Ratchet و جنوب Barrens خاطرات خوبی داریم، با هم اونجا ماموریت می رفتیم و لحظات خوبی رو سپری کردیم. ما تا درجات بالاتر هم با هم بودیم تا اینکه اون اتفاق برای سرور افتاد و roll back خفنی به همه داد. ما یه 12-10 درجه ای roll back شدیم. خورزوخان تا یه مدت بی خیال بازی شده بود. منم که رفتم یه DK انتخاب کردم و با اون داشتم ادامه می دادم. این roll back بزرگترین ضد حال این سرور بود. حالا من غیر خورزوخان دوستان دیگه ای هم در بازی پیدا کرده بودم که اونها هم یه جورایی بی خیال بازی شده بودن. خیلی ها از اون به بعد دیگه وارد بازی نشدن یا اگه هم شدن با اسم دیگه و کلاس دیگه ای اومدن. خلاصه بعد از مدتها خورزوخان دوباره برگشت و تفکرات خفنی هم داشت!!! عزمش رو جزم کرده بود که این هیرو رو خفن کنه و این کار رو هم کرد. خورزو روزی 12 تا Vote در سایت می زد و حسابی در Auction House (AH) کاسبی می کرد تا جایی که پولش به 214000 تا Gold هم رسیده بود. خلاصه خودش رو روز به روز قویتر می کرد تا اینکه به یک هیروی Full تبدیل شد (البته در حالت DPS). اون بعد از این کار تصمیم گرفت یک تانک (TANK) پر قدرت با قدرت دفاعی بالا هم بشه. Raidهای زیادی رفت (گاهی به همراه هیروی شامن من) که ابزار تانک گیرش بیاد و در این مورد هم موفق بود.

خورزو با این همه قدرتی که در بازی کسب کرده هنوز هم معرفت همون دوره قدیم رو داره. آخه معمولا تو این بازی افراد وقتی قوی میشن دیگه حال و حوصله پاسخ دادن به سوالهای کسانیکه تازه وارد بازی شدن رو ندارن، یه جورایی مغرور میشن. ولی خورزو اینجوری نیست! یه هیروی با معرفت که همیشه با معرفته. راستش دوست پیدا کردن تو این بازی کار خیلی خیلی راحتیه ولی دوست با معرفت پیدا کردن نه!!

این لیست بر و بچ باحالیه که تا حالا تو  WOW باهاشون آشنا شدم: (به ترتیب)

1- khorzokhan , Barareh (ناصر)

2- Sajadgamer که خدا بیامرزش (سجاد)

3- Alikonkord (علی)

4- Ursacmd (محمد)

5- Dieplz *(مینا)*

6- Otw *(بهنام)*

7- Tiinna *(دیانا)*

8- Diaamond (بهمن)

9- Hoomi (هومن)

10- Swain (امیرعلی)

11- Utherlord (مهدی)

توی این دنیا هر کاری به شکل یک خاطره جالب براتون شکل می گیره بستگی داره با چه دیدی به این اتفاق نگاه کنید. خوبه که همون شخصیتی رو که در دنیای واقعی داریم در این دنیا هم داشته باشیم، که البته چیزی که من توی این مدت از دنیای وارکرفت دیدم همینطور بوده، یعنی همه همون شخصیت واقعیشون رو در دنیای مجازی هم نشون و هر چند تلاش می کنن شخصیتی دیگه از خودشون به نمایش بزارن اما در شرایط حاد و خاص بازم مشخص میشه که شخصیت همون شخصیت واقعیه هست که قبلا می شناختیم و می دیدیم.

این قسمت رو به عنوان خلاصه ای از خاطرات قرار می دم و در قسمت بعدی راجع به هیروهای خودم می نویسم...

همچنین در قسمت های بعد قصد دارم که راه و روش درست؛ پولدار شدن در بازی رو هم آموزش بدم.

فعلا.....